![]() |
![]() |
|
|
نارضایتی مردم از حذف بي سر و صداي يارانه برق
اين اقدام شرکت برق، در حالي در سکوت کامل خبري انجام شده است که بسياري از مشترکان در قبوض برق خود، با درج مبالغ هنگفتي در قبوض رو به رو شده و براي جلوگيري از قطعي برق و بروکراسيهاي خاص خود براي وصل برق و همچنين درج زمان مهلت براي پرداخت، مجبور به پرداخت قبوض بودهاند، چرا که اگر اين کار را انجام ندهند، شرکت برق نيز از انجام هرگونه اقدام و رسيدگي به اعتراض آنها خودداري کرده و از آن جلوگيري و ممانعت ميکند.
سرويس اجتماعي ـ شرکت توزيع نيروي برق که زيرمجموعه وزارت نيرو است، در سکوت کامل خبري و بيسر و صدا، يارانه پرداختي دولت براي مشتريان را از قبوض حذف کرده و بهاي واقعي برق را از مشترکان دريافت کرده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، اين کار در حالي صورت گرفته است که مسئولان دولتي وزارت نيرو و مديران شرکت توزيع نيروي برق، همواره منت پرداخت يارانه توسط دولت را بر سر مردم گذاشته و بارها و در مصاحبههاي متعدد اعلام نمودهاند که برق بسيار ارزان به مشترکان ميرسانند. اين اقدام شرکت برق، در حالي در سکوت کامل خبري انجام شده است که بسياري از مشترکان در قبوض برق خود، با درج مبالغ هنگفتي در قبوض رو به رو شده و براي جلوگيري از قطعي برق و بروکراسيهاي خاص خود براي وصل برق و همچنين درج زمان مهلت براي پرداخت، مجبور به پرداخت قبوض بودهاند، چرا که اگر اين کار را انجام ندهند، شرکت برق نيز از انجام هرگونه اقدام و رسيدگي به اعتراض آنها خودداري کرده و از آن جلوگيري و ممانعت ميکند. شرکت برق در حذف يارانه برق مصرفي مشترکان، کاملا بيسر و صدا و بدون هيچگونه توضيحي درباره علت و يا اينکه اين کار بنا به مصوبه دولت بوده يا خير، اقدام کرده و اين در حالي است که شرکت برق از پست قبوض خود براي اطلاعرساني در زمينههاي گوناگون از جمله زمان اوقات شرعي و غيره و.... استفاده ميکند، اما دريغ از يک توضيح يک خطي درباره علت و چگونگي حذف يارانه پرداختي دولت!
براي نمونه، در قبض برق زير که فرد مشترک مدعي است در دورههاي ارديبهشت تا تير و مرداد تا شهريور هيچ وسيله برق جديدي به کار نگرفته و در دو دوره ياد شده و به دليل گرماي تابستان، کولرهاي هر دوره که از نوع آبي 4500 است نيز يکسان بوده است، دليلي براي افزايش مصرف برق مشترک نبوده است؛ اما با اين حال، در يک دوره قبض برق هشتاد هزار تومان و در دوره بعد به 140 هزار تومان افزايش پيدا کرده است. ![]() ![]() گفتنی است، اين افزايش بيسر و صداي مبلغ قبوض مشترکان، منجر به نارضايتي مردم شده و اين مهم تنها به دليل عدم اطلاع رساني و توضيح به مردم انجام گرفته است.
به نقل از خبرگزاری تابناک |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت توسط بچه هاي قائم |
|
|
همين حالا كه چند سال از رفتنت مي گذرد به اعتراف مي گويم! از وقتي نيستي اسمت توي ذهنم هميشه به تازگي مي درخشد بي انكه خاك بخورد و رها شود به حال خودش! آري حالا كه رفتي شده صدايت يكي از واجبات روزهايم صدايت كه مي آيد تنهايي است و اشك! آري صدايت همه است. باز هم بعد از چند سال از رفتنت كه مي گذرد مي گويم خوب شد كه رفتي خوب شد كه نماندي كنار اينهمه سياهي انباشته شده. خوب شد كه رفتي و از آن بالا بالا اينهمه تلخي را خيره شدي خوب شد كه نماندي كنار اينهمه تنهايي و كوره راه و بيچارگي... درست است. اگر بودي حالا از غصه اينهمه بي اعتباري فكر مي افتادي در گوشه ي انزوا و از خودخوري مي مردي خوب شد. خيلي خوب شد كه حالا شبها پيش از اينكه بخوابم مي آيي و كنارم دراز مي كشي و حرف نميزني... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت توسط کامران |
|
|
پشت كرده اي به من...
آري پشت كرده اي به من زيرا باز هم كلاغ هاي بي پروا خبر كشيدن سيگار را به گوش تو رسانده اند! كلاغ ها منم... نمي توانم نگويم آنچه مرا در برابر نبودنت به ابتذال مي كشاند... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت توسط کامران |
|
|
خانه ي ما پايين شهر است! من يک کتاني گران قيمت دارم. محله ي ما پايين شهر است. درست همان جايي که بوي ماهي دودي تمام کوچه هايش را پر کرده است. همان جايي که نعره هاي بلند کودکان تو را کر مي کند! هم پروانه دارد هم مگس هم کبوتر دارد هم پرنده باز هم دزد دارد هم قاچاقچي و موهاي اهالي اش وزوزي و فر است... و هواي خوب يعني هواي باراني و هواي خوبتر يعني هواي ابري و باراني! من محله ام را کمي دوست دارم. چون اگر کمي گردن بچرخاني مي تواني Hot Dog با روغن سوخته و نوشابه ي شيشه اي بخوري... در جايي که من هستم، بوي اسپري ارزان قيمتت، با بوي روغن سوخته و Hot Dog و عرق و ذرت بوداده و زندگي مخلوط مي شود! من جايي را مي شناسم که پر است از برج هاي بلند و بلندتر! روبروي در هر خانه اي ماشين هاي گران قيمت پارک است! محله اي که پر است از درخت و نور... خانم هاي آنجا هميشه عطر هاي گران قيمت به خودشان مي زنند! قلاده ي سگ هايشان Made In يک جاي معروف است! صاحبان سگهاي آن بالا به سگ هايشان ياد مي دهند که خيابان جاي جيش کردن نيست و در خيابان بايد آدم باشند وگرنه مثل سگ کتک مي خورند! براي همين آنجا همه چيز تميز است و هميشه برق مي زند! من جايي را مي شناسم که در هر خانه يک پيانو هست و يک پنجره ي کوچک که هيچ ازدحامي از آن ديده نمي شود! آنجا خيلي تميز است و بيشتر پروانه دارد تا آدم! مهمترين دغدغه ي اهالي محله شان، وظع آب و هواست! چون اگر آب هوا بد باشد نمي توانند پياده روي کنند و اگر هوا باراني باشد مي گويند هوا بد است و نگران مي شوند که اگر فردا هم هوا باراني باشد، آنوقت دو روز است که پياده روي نرفته اند و اين يعني فاجعه!!! در کل آنجا همه چيز برق مي زند جز آسمان... من يک کتاني گران قيمت دارم! نه به گراني يکي از قلاده ي سگ هاي آن بالا بالاها و نه حتي به گراني يکي از آن کرم هاي مرطوب کننده که خانم هاي آن بالا به خودشان مي زنند! هنوز کتاني ام را دارم اما کمي کهنه شده اند و بايد به فکر باشم! بعد از اينها، فهميدم کتاني ام آنچنان هم گران قيمت نيست... خنده ام گرفت ناگهان! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت توسط کامران |
|
|
خانه ي ما پايين شهر است! من يک کتاني گران قيمت دارم. محله ي ما پايين شهر است. درست همان جايي که بوي ماهي دودي تمام کوچه هايش را پر کرده است. همان جايي که نعره هاي بلند کودکان تو را کر مي کند! هم پروانه دارد هم مگس هم کبوتر دارد هم پرنده باز هم دزد دارد هم قاچاقچي و موهاي اهالي اش وزوزي و فر است... و هواي خوب يعني هواي باراني و هواي خوبتر يعني هواي ابري و باراني! من محله ام را کمي دوست دارم. چون اگر کمي گردن بچرخاني مي تواني Hot Dog با روغن سوخته و نوشابه ي شيشه اي بخوري... در جايي که من هستم، بوي اسپري ارزان قيمتت، با بوي روغن سوخته و Hot Dog و عرق و ذرت بوداده و زندگي مخلوط مي شود! من جايي را مي شناسم که پر است از برج هاي بلند و بلندتر! روبروي در هر خانه اي ماشين هاي گران قيمت پارک است! محله اي که پر است از درخت و نور... خانم هاي آنجا هميشه عطر هاي گران قيمت به خودشان مي زنند! قلاده ي سگ هايشان Made In يک جاي معروف است! صاحبان سگهاي آن بالا به سگ هايشان ياد مي دهند که خيابان جاي جيش کردن نيست و در خيابان بايد آدم باشند وگرنه مثل سگ کتک مي خورند! براي همين آنجا همه چيز تميز است و هميشه برق مي زند! من جايي را مي شناسم که در هر خانه يک پيانو هست و يک پنجره ي کوچک که هيچ ازدحامي از آن ديده نمي شود! آنجا خيلي تميز است و بيشتر پروانه دارد تا آدم! مهمترين دغدغه ي اهالي محله شان، وظع آب و هواست! چون اگر آب هوا بد باشد نمي توانند پياده روي کنند و اگر هوا باراني باشد مي گويند هوا بد است و نگران مي شوند که اگر فردا هم هوا باراني باشد، آنوقت دو روز است که پياده روي نرفته اند و اين يعني فاجعه!!! در کل آنجا همه چيز برق مي زند جز آسمان... من يک کتاني گران قيمت دارم! نه به گراني يکي از قلاده ي سگ هاي آن بالا بالاها و نه حتي به گراني يکي از آن کرم هاي مرطوب کننده که خانم هاي آن بالا به خودشان مي زنند! هنوز کتاني ام را دارم اما کمي کهنه شده اند و بايد به فکر باشم! بعد از اينها، فهميدم کتاني ام آنچنان هم گران قيمت نيست... خنده ام گرفت ناگهان! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت توسط کامران |
|
|
رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام تسليت اعلام كردند:
آيتالله بهجت معلم بزرگ اخلاق، عرفان و سرچشمه فيوضات معنوي بي پايان بودند
خبرگزاري فارس: در پي رحلت حضرت آيت الله العظمي بهجت پيام تسليتي از طرف رهبر معظم انقلاب اسلامي منتشر شد. ![]() به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني مقام معظم رهبري، متن پيام به اين شرح است: مطمئنا ما باید به حال خود گریه کنیم.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط بچه هاي قائم |
|
|
روزهای انتزاعی. روزهای ابتذال. روزهایی که به تدریج تمام می شوم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت توسط کامران |
|
|
از ته چهره ی غم انگیز آن دو دختر جوان خواندم
باکرگی را هیچ ندارند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط کامران |
|
|
دستانم روی شکمم است... خنده ام می گیرد! وقتی خدا می شوی کسی را وقتی فرنی خور می شوی آن هم با یک شکم قلنبه وقتی محبوب می شوی، بازی دادن چه ساده می شود. بازیچه کردن هم چه ساده می شود! حتی، حتی، حتی اگر بازی هم ندهی کسی را، باز بازیچه خواندنت چه ساده لذت بخش می شود! "های فریادم را بشنو آی ای خدای محبوب صلح پذیر منم... آری همانم که سال ها سر ناسازگاری داشت با تو. همانم که شب ها تو را با آن دسته ی Play Station غافلگیر می کرد. معذرت می خواهم ; برای حرف هایم، برای نادانی هایم! گناه از تو نیست. هرچه هست، این بلاها را کلمه بر سر آدم می آورد! محبوب ماندن خیلی سخت است. و خدا ماندن..." |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت توسط کامران |
|
|
پس از دود کردن سيگارم... شترق! صورتم را لمس کرد، دستان مهربانت! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت توسط کامران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
سایت حاج آقا احدی (جواد الائمه) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 |
| نویسندگان |
|
بچه هاي قائم کامران |
| پیوندها |
|
سينا مسافر بچه هاي قائم 1 شيعه نيوز فرقه ناجيه(فرشاد) استاذنا يادداشت هاي پراكنده كامران درك كامل از دين (علي) |
|
RSS
|